دانشکده زن و خانواده دانشگاه ادیان و مذاهب
FA
 

مطالعات زنان از منظر صاحب نظران:

 
تاریخ انتشار: 1397/02/30    تعداد بازدید: 433

مطالعات زنان از منظر صاحب نظران:

یکی از  ویژگیها و امتیازات رشته مطالعات زنان تنوع واحدهای درسی است که موجب جذابیت دروس برای دانشجویان است. با این حال، همین ویژگی مدیریت علمی دوره را در مقایسه با رشته های دیگر سخت تر کرده و میکند. دانشکده زن مفتخر است که برای نیل به اهداف مورد نظر از طیف گسترده ای از مدرسان و محققان رشته در تهران و قم بهره جوید. در ذیل با ملاحظات و نظرات تعدادی از استادان آشنا میشویم:

یادداشتی از دکتر محمدمهدی لبیبی، جامعه شناس، پژوهشگر، مترجم و از مدرسان دانشکده زن و خانواده

چند سالی است توفیق همکاری با دانشگاه ادیان را دارم. تصور من نیز مانند بسیاری از دوستان این بود که دانشجویان این دانشگاه صرفا به تحصیل در امور دینی میپردازند و از تحولات نوین در جوامع امروزی جا مانده اند. این تصور بسرعت از بین رفت . در اولین ملاقاتی که با استاد ارجمند دکتر حدادی داشتم ایشان را فردی اندیشمند، توانا و در عین حال آشنا به مسائل روز یافتم، مدیری که هم مدیریت میکند و هم تدریس دارد ، هم آشنا به مبانی دینی است و هم زبان تخصصی درس میدهد. جمع شدن این خصلتها در یک فرد ناممکن نیست اما دشوار است و همین جامع نگری ها باعث شده تا ایشان رابطه ای بسیار صمیمی با دانشجویان داشته باشد.

دانشجویان واقعا برای او احترام قلبی قائلند و این احساس کاملا مشهود است. اما در طی این چند سال ، چند دوره مختلف را تجربه کردم. دانشجویان مقطع دکتری که می آمدند و می رفتند. برای من مسیر طولانی کلاس و زمان آن خسته کننده نبود زیرا در چهره یکایک دانشجویان اشتیاق به دانستن و کسب علم را میدیدم و همین بیشترین انگیزه را به من میداد. تجربه نشان داد هنگامیکه موضوعی به بحث گذاشته میشود و نظرات مختلف پیرامون آن مطرح میشود ، نتیجه بسیار مطلوب است. در همان جلسات نخست درس با همه دوره ها به نتیجه روشنی میرسیدم و آن اینکه ذهن دانشجویان انباشته از مو ضوعات و نظریه ها و دیدگاههای گوناگونی شده بود و نقد های فراوانی در کلاسها طرح شده بود اما پاسخ قانع کننده ای مطرح نشده بود. با اشباع نظریه ها وعدم اقناع روبرو بودم و بخشی از وقت کلاس را به همین موضوع اختصاص دادم. مثلا در جامعه شناسی فردی مانند آنتونی گیدنز امروزه بعنوان جامعه شناس معروف جهان مطرح است. و تقریبا تمامی پایان نامه ها و رساله های جامعه شناسی چندین رفرنس از ایشان دارد.

اینکه ما او را بعنوان اندیشمندی صاحبنظر بپذیریم امری طبیعی است اما نباید این تصور را ایجاد کنیم که نظریات افرادی مانند گیدنز قابل نقد نیست ، بویژه آنکه اغلب این نظریه ها تناسب خاصی با ویژگیهای جوامع غربی دارد و از دنیای پیرامونی ما بسی دور است. من سعی کردم دو کار همزمان را انجام دهم . نخست اینکه در طرح نظریات منصفانه عمل کنم و سعی کنم با مثالهایی از جامعه ایران اینگونه نظریه ها را برای دانشجویان قابل فهم بسازم. زیرا در اغلب کتابهای ترجمه شده آنقدر ابهام  وجود دارد که دانشجو متوجه مقصود صاحبنظر نمیشود، درست چیزی که رولان بارت در بحث از " مرگ مؤلف" میگفت و من آنرا در کتابی با عنوان " زندگی و مرگ مؤلف" نقد کردم. و دوم اگر سوالی هست در کنارش پاسخی باشد. اگر نقدی هست در کنارش توضیح قانع کننده ای باشد. نمی شود دانشجو را به کلاس آورد و او را با انبوهی از سوالات به حال خود رها کرد. وظیفه ما هم توصیف و هم تحلیل و هم اکتشاف است. و نکته دیگر اینکه اگر مطلبی طرح میشود حتما مستند باشد. گاه در کلاس مطالبی نقل میشود و هنگامیکه از دانشجو سوال میشود که استناد این مطالب چیست ؟ پاسخ قانع کننده ای ندارد. شاید این حداقل کاری است که ما باید انجام دهیم و افراد را وادار کنیم تا به جستجو و تحقیق بپردازند و بقول بوردیو "عادت واره" تازه ای در خود خلق کنند  تا قدرت تحلیل مناسبی به آنها بدهد. ازبین جامعه شناسان غربی معاصر " پیر بوردیو " را در این زمینه منصف تر و داناتر از دیگران میدانم و همین باعث شد تا کتابی را که مایکل گرنفل از خلاصه آثار او تالیف کرده بود به فارسی ترجمه کنم. در کتاب " مفاهیم کلیدی پیر بوردیو" چکیده آثار او به زبانی ساده یافت میشود و نکات جالبی دارد که مجال طرح آنها نیست. همین ماجرا در بحث از جنسیت و خانواده و موضوعات دیگر هم مطرح است. و شاید یکی از مهمترین وظایف ما " مقایسه" است. برخی حتی معتقدند علوم انسانی و اجتماعی بدون مقایسه معنا ندارند. تمام دنیای ما همین تفاوتهاست. و در روش مقایسه ای یا تطبیقی میتوان به وجوه گوناگون یک پدیده پی برد و آنرا به درستی درک کرد. از حضور در بین دانشجویان دانشگاه ادیان احساس خوبی دارم. این دانشگاه حداقل در بخشی که من شاهد آن هستم در مسیری درست در حال حرکت و پیشرفت است .

برای مدیر محترم این حوزه برادر ارجمندم دکتر حدادی آرزوی توفیق دارم و امیدوارم تمامی دانشجویان این دانشگاه در آینده صاحبنظران موفقی در رشته های تحصیلی خود باشند . بویژه حضور برخی طلاب دینی در کلاس و آشنایی آنان با مباحث روز جامعه شناسی و مطالعات زنان گام مهمی است که به آنان نگرشی ژرف و برداشتی نوین می بخشد و زمینه ساز تحولات مثبتی در ایران اسلامی سربلند خواهد بود.                           

 

 

یادداشتی از دکتر همایون همتی، پژوهشگر و نویسنده حوزه ادیان و عرفان و استاد درس الهیات زنانه نگر در دانشکده زن و خانواده

 

رشته مطالعات خانواده از رشته‌های جدیدی است که هم ابعاد تئوریک و هم ابعاد عملی و کاربردی دارد. تلقی‌های متفاوتی در مورد تعریف، قلمرو و کارکرد این رشته وجود دارد. برخی از محققان اروپایی آن را شاخه‌ای از روان‌شناسی به شمار آورده‌اند که با رویکرد روان‌شناختی به تحولات شخصیت و رفتار فرد و چگونگی مراحل رشد او می پردازد، به ویژه آنگونه تحولاتی که مسبوق و مبتنی بر تعاملات اجتماعی و روابط خانوادگی است و هدف آن توانمند ساختن فرد و خانواده برای سامان بخشیدن بهینه به این روابط اجتماعی مبتنی بر عضویت و مشارکت است. مسایلی از قبیل بررسی نقش والدین در خانواده، روابط درون خانواده، روابط اعضای خانواده با بیرون و چگونگی تعامل با دیگران، رابطۀ والدین- فرزند در این رشته مطالعه می‌شود. در واقع این تلقی نخست به خانواده درمانی و روان‌شناسی خانواده نزدیک می شود.

اما پاره‌ای پژوهشگران غربی که دقت و ژرف‌بینی بیشتری داشته‌اند، این رشته را دانشی ترکیبی و چندرشته‌ای (Multidisciplinary) می‌دانند که از دانش‌هایی مانند تعلیم و تربیت، روان‌شناسی، جامعه‌شناسی، حقوق، مددکاری و مشاوره (Counseling) و اخلاق بهره می‌گیرد. این رشته مباحث گسترده و متنوعی را مثل: کارکردها و جایگاه خانواده، ازدواج، شغل یابی، سقط جنین، حقوق زن و مرد، تربیت فرزندان، روابط خانوادگی، هم‌خانگی قانونی، طلاق، فحشاء، حضانت و سرپرستی، فرزند‌خواندگی، مراقبت پرورشی، جرایم خانواده، زنای با محارم، کودک فروشی، خشونت، آزار جنسی، سرویس‌های حمایتی، انواع خانواده (هسته‌ای، گسترده و ...)، خویشاوندی، مهارت‌های زندگی، اختلال‌های رفتاری و شخصیتی همسران، اختلاف‌های زناشویی تا چگونگی غلبه بر استرس را در بر می‌گیرد. مدیریت اقتصاد خانواده، مشکل مسکن، مباحث مربوط به ارث، چند همسری، خیانت همسران که بیشتر صبغۀ حقوقی دارند، در این رشته مورد مطالعه قرار می‌گیرد. همچنین تفاوت‌های زن و مرد، فرزندآوری و دیگر موضوعات مرتبط در این رشته مورد مطالعه قرار می‌گیرد

با توجه به توضیحات پیشگفته، دامنه و قلمرو این رشته بسیار گسترده است و مباحث بسیار متنوع و متعددی را پوشش می دهد و از دانش‌های گوناگون تغذیه می کند. آنچه مهم است اینکه ابعاد حقوقی و اخلاقی مسایلی که در این رشته مطرح می‌شود با توجه به فرهنگ و عرف جامعۀ ما و نیازهای خانواده‌ها می تواند و باید تغییراتی بیابد و متناسب با نیازها، فرهنگ دینی و اعتقادات مردم ما گردد. بعضی مباحث مبتلا به در غرب ممکن است در اینجا بلاموضوع باشد و در عوض مسایل دیگری که مورد نیاز جامعۀ ما هست در دستور کار پژوهشگران قرار گیرد. توجه به تفاوت‌های فرهنگی و حساسیت‌های عرفی و اعتقادی هر جامعه در اینگونه تحقیقات کاملاً ضروری است و نمی توان این رشته‌ها را بدون لحاظ تنوع فرهنگی، دینی و قومی یکسره ترجمه و وارد کرد. ولی اصل ضرورت توجه به این رشته‌ها و مطالعۀ علمی نهاد خانواده و مسائل مرتبط با آن امری انکارناپذیر است که حتی می‌توان گفت متأسفانه در جامعۀ ما دیر به آن پرداخته‌ایم و باید به جبران مافات برخیزیم. و نکته پایانی اینکه تنها تکیه بر ابعاد حقوقی، جامعه شناختی، روان‌شناختی و اقتصادی در مطالعات خانواده کافی نیست و باید در کنار همۀ اینها که کاملاً هم لازم‌اند، به تحلیل های تاریخی و فلسفی نیز اهمیت داد.

 

یادداشتی از زهرا اژئر، دانش‌آموخته دکتری حقوق در دانشگاه شهید بهشتی و از همکاران آموزشی دانشکده زن

اشاره: یکی از نکات جالب در مطالعات زنان در دانشگاه ادیان، علاوه بر تنوع جنسیتی، حضور دانشجویانی خارجی از کشورهای دور و نزدیک  است که با علاقه مندی و جدیت وارد این حوزه مطالعاتی شده اند و همین می‌تواند برای پژوهشگران و تحلیلگران مسائل اجتماعی، موضوعی درخور بررسی باشد و نوشته زیر از این منظر نیز حائز توجه است.

چهارشنبه ها برای ما ایرانیان دلچسب است، هفته را طی کردیم و می خواهیم با تعطیلات آخر هفته صفایی به روح و روان دهیم. اما چهارشنبه ها برای من دلچسبی داشت که هیچ کس نمی تواند آن را تجربه کند. چهارشنبه ها برای من سفری بود به پاکستان، افغانستان و تاجیکستان. سه کشوری که علی رغم مشترکات بسیار چیزهای کمی از آنها در خاطر داریم.

قرار بود هر چهارشنبه در کلاسی تدریس کنم که دانشجویان آن متشکل از دوستان پاکستانی، افغانستانی و تاجیکستانی بود، حقوق بخوانیم با هم در کلاسی که کمتر معلمی در ایران شانس تجربه آن را دارد یعنی کلاسی چند ملیتی. آموزش حقوق در این کلاس به یقین دشوارتر از کلاس های دیگر بود اما نکته مهم آن بود که در این کلاس من تنها معلم نبودم، بلکه هر 13 نفر عضو کلاس خود معلم بودند. جلسه های آخر اما  نتیجه کلاس کاملاً مشهود بود، زمانی که قرار بود هر یک از دانشجویان ارائه ای مربوط به درس با محوریت کشور و شهر و حتی قبیله خود داشته باشد.

دانشگاه ادیان با توجه به حضور این دانشجویان سخت کوش و با توجه به اینکه هر یک از این عزیزان همچون پنجره ای به سمت دنیای ناشناخته کشورهای خود هستند، می تواند به زودی از هر جهت نسبت به دانشگاه های دیگر متفاوت شود. امیدوارم قدر این پنجره های ارزشمند و روزنه های امید را بدانیم و بگذاریم هوای تازه در محیط آکادمیک کشورمان جاری شود. به یقین آثار این دانشجویان چه مقاله باشد و چه رساله ی دکتری آنها، می تواند ما ایرانیان را با مسائل و مشکلات همسایه هایمان آشنا کند و محله زندگی مان را محله ای سرسبز و خوش هوا سازد.

 

یادداشت دکتر عالیه شکربیگی، نویسنده و ‍پژوهشگر حوزه جامعه‌شناسی،  زنان و خانواده و استاد میهمان دانشکده زن و خانواده

بعضی اوقات انسان تجاربی در زندگی کسب می‌کند که می‌تواند روی دیدگاههای او تاثیرگذار باشد، به‌خصوص اگر این تجارب، نکات جالب توجهی در برداشته باشد، به نظرم خوب است به اشتراک گذاشته شود. از این جمله، چندین ترم پیش، فرصتی پیش آمد تا  افتخارتدریس درس جامعه شناسی جنسیت را در دانشگاه خوارزمی داشته باشم. ترم‌های مختلف آموزشی بعضا خود می‌تواند پیامدهای دیگری را به دنبال داشته باشد. یکی از دانشجویانی که دردانشگاه خوارزمی درهمان ترم در خدمتشون بودم، در رشته‌ی دکتری در دانشگاه ادیان و مذاهب قم قبول شد و واسطه‌ی خلق این تجربه‌ی ارزشمند (دیدن زنان و دختران بسیار گرانقدر طلبه‌ی وطنم) جهت حضور من برای تدریس چند درس (جامعه‌شناسی جنسیت، جنبش‌های اجتماعی زنان (مقطع ارشد) و روش تحقیق در مقطع دکتری در این دانشگاه گشت. تا اینجا به شرح چگونگی حضورم در این دانشگاه پرداختم، نکته‌ی اصلی از این قسمت شروع می‌شود و ارزیابی‌های خودم از این حضور و تدریس، صادقانه بگویم، نظرات قبل از تدریسم درباره‌ی این دانشگاه، حقیقتا با نظرات بعد از تدریس بسیار متفاوت است.

وقتی به من پیشنهاد تدریس در این دانشگاه شد، جدی نگرفتم و سعی کردم بی توجه باشم، چون شنیده‌های من حاکی از فضایی بسته با محیطی که هنجاهای جبرگرایانه از سوی ساختاربر کلاس‌های درس حاکم است و هیچ گونه صحبتی غیر از مباحث دینی نباید در این محل آموزشی به زبان آورد و اساساْ این شنیده‌ها به من اجازه‌ی حتی فکر کردن در باره‌ی تدریس در این دانشگاه را نمی‌داد و بالاتر از این، حتی حس خوبی به من دست نمی‌داد . دو ماه از پیشنهاد تدریس گذشته بود و من فکر کردم قضیه‌ی  تدریس در این دانشگاه تمام شده، اما از آنجایی که بعضی اوقات مباحثی مقدر است اتفاق بیفتد و تاثیراتی و یا پیام‌هایی برای دیگران دربرداشته باشد، مجدداْ قصه‌ی تدریس در این دانشگاه به من یادآوری شد و این بارعلی‌رغم میل باطنی پذیرفتم، و با خودم فکر کردم برای منی که در حوزه‌ی زنان و خانواده، پژوهش و تدریس دارم، خوب است تدریس در این جای "ناآشنا و غریبه"ی وطنم را هم تجربه کنم، و به اندوخته‌هایم اضافه شود، اگرچه، این تدریس موافق میل باطنی من نباشد ، دل به دریا زدم و رفتم. یادم نمی‌رود که روز اول حضور در کلاس برای من جامعه‌شناس بسیار سخت بود که برای زنانی که طلبه بودند و گاهی هم دانشجوی پذیرفته شده از سوی کنکور سراسری، دانشجویان خارجی، ولی همه با ظاهری متفاوت از تمام تجربیات آموزشیم، مباحث درسی را آغاز کنم. اما نیک می‌دانستم که با آنان دردیندار بودن مشترکم و این دینداری به من این توان را بخشید که بتوانم با این عزیزان ارتباطم را از این زاویه برقرار کنم و وارد مباحث اجتماعی و جامعه شناسی و طرح آسیب‌های اجتماعی در خانواده و جامعه شوم ویک ترم تحصیلی در خدمتشون باشم و به طرح دیدگاههای نقادی مسائل اجتماعی- فرهنگی موجود در جامعه بپردازیم. می‌خواهم توجه مخاطبان این یادداشت را به این گوشه از مرز و بوم که گونه‌ای دیگر از زنان با منش‌های خاص دینی و اخلاقی را در بر دارد، جلب کنم.

من جامعه شناسی خوانده بودم و یک زن مسلمان بودم. از مباحث جامعه‌شناسی برایشان می‌گفتم  و بسیار لذت می‌بردند و سوالات مختلفی بود که مطرح می‌کردند و ساعتها به بحث می‌پرداختیم، بطوری که نمی‌دانستیم ساعت پایان کلاس کی فرا می‌رسد و هرجلسه ای که پیش می‌رفتیم به خوبی مباحث جامعه‌شناسی فراگرفته را در تحلیل مسائل جامعه با من در میان می‌گذاشتند و جویای تحلیل‌های اجتماعی از مباحث جامعه و خانواده و زنان بودند، به گونه‌ای که فعالترین کلاس‌های درسی من در آن ترم تحصیلی، کلاس‌های دانشکده‌ی زنان وخانواده‌ی ادیان و مذاهب قم بود ودر واقع، من برای رسیدن روز تدریس درآن دانشکده بی‌قرار بودم . در پایان، خوب است به این نکته‌ی مهم بپردازم که ریاست محترم دانشکده، کارمندان و مسئولان این دانشکده در روشنگری و پویایی و رضایت آموزشی این دانشجویان بسیار تاثیر گذار بودند. در هرحال، امروز که به نوشتن این سطور اقدام نمودم، دلتنگ همه‌ی آنها هستم و امیدوارم فرصتی دیگر دست دهد تا بتوانم از نزدیک‌یک بار دیگر در خدمت این عزیزان و بزرگواران باشم.

با تقدیم احترام برای  ریاست، کارکنان و یکایک دانشجویان عزیزی که در آن ترم تحصیلی، افتخار حضور درخدمتشون داشتم.

 

یادداشتی از دکتر حمیدرضا شریعتمداری، پژوهشگر، نویسنده و  رییس دانشکده فلسفه

زنان به رغم کرامت ذاتی نقش حیاتی شان، همواره در مناسبات اجتماعی و سیاسی و حتی در درون خانه و خانواده از آنچه شایسته اش بوده اند برخوردار نبوده اند،از جمله آنکه در سنت حقوقی اخلاقی ما همواره بر تکالیفشان تاکید شده تا بر مجموعه متوازن حقوق و تکالیفشان. این سنت ناتمام که تا یکی دو سده پیش سنت حاکم بر همه جوامع بشری بوده بر فهم عالمان دینی از متون مقدس هم سایه افکنده و به واقع همزمان هم به زنان و هم به ادیان ستم شده است.

برخی چاره کار را در زنانه نگری و تفسیرهای زنانه نگر از متون دینی جسته اند و برخی اساساً در این عرصه از دین دست شسته اند. اما به نظر می رسد که راه برون رفت از این تنگنا، همچون دیگر تنگناهایی که دوگانه های امروزینی مثل دین و حقوق بشر دین، علم و دین، و عقل و دین بر ما تحمیل کرده اند، نه پشت کردن به سنت و میراث عظیم دینی و نه نادیده گرفتن مطالبات و مقتضیات زمانه است. به ویژه در محیط های گرانبار از سنت، چاره ای جز پناه بردن به دین، اما با زدودن غبارها از پیکره آن، اصلاح نگاه های مردانه نگرِ سنتی به ادیان و فهم نوین و متین از متون نیست، کاری که بیش از همه برعهده و در توان حوزه های علوم دینی است، البته مشروط به زمانه نگری و دردآشنایی. دانشگاه ادیان خواسته و کوشیده است که در چنین فضایی بیندیشد و در جست وجوی چنین سپهری قدم بردارد.

رشته های معطوف به مطالعات زنان که اینک در این دانشگاه رونقی یافته و در قالب یک دانشکده سامان و خواهان یافته روزنه امیدی را در روزگار افراط و تفریط ها یافته و در پیش پای دانشوران و دانش پژوهان گذاشته است. استقبال دانشجویان از این رشته ها و اهتمام استادان بنام از این مجموعه نویدبخش آتیه ای روشن تر برای مطالعات و مطالبات زنان است که امیدواریم بیاید و بپاید!



نظرات
نام
پست الکترونیک
کد امنیتی
Captcha
دانشکده زن و خانواده دانشگاه ادیان و مذاهب


نشانی: ایران - قم - پردیسان
تلفن: 32802610 25 98+
فکس: 32802627 25 98+
کد پستی: 3749113357
صندوق پستی: 37185 - 178
پست الکترونیکی: info@urd.ac.ir
سامانه پیامکی: 3000135789

دانشکده ها

دانشکده شیعه شناسی
دانشکده ادیان
دانشکده مذاهب
دانشکده فلسفه
دانشکده زن و خانواده
دانشکده عرفان
دانشکده مجازی

خدمات فناوری اطلاعات

سامانه جامع آموزش
سامانه آموزش مجازی
سامانه پذیرش دانشجو
سامانه نشریات دانشگاه
پست الکترونیک
فروش اینترنتی کتاب
کتابخانه دیجیتال

بیانیه رسالت

دانشگاه ادیان و مذاهب، نخستین دانشگاه تخصصی ادیان و مذاهب در ایران، برخاسته از حوزه علمیه، ضمن شناخت ادیان و مذاهب و تعامل و گفت و گو با پیروان آنها با تکیه بر مشترکات، در جهت همبستگی انسانی، تقویت صلح، کاهش آلام بشری، گسترش معنویت و اخلاق و معرفی عالمانه اسلام بر اساس آموزه های اهل بیت علیهم السلام به پژوهش و تربیت نیروی انسانی متخصص اقدام می نماید.

طراحی، توسعه و پشتیبانی: کویر سبز